
به نظر میرسد که تصور آدم ها از پدیده عشق وابسته است به جهان بینیشان. اما فارغ از ماهیتش هر چه که هست وقتی وارد زندگی فرد میشود هم در نگاه فرد اثر مثبت دارد و هم در عملکردش. حال بهتر، دنیای رنگی تر، اعتماد به نفس بالاتر، نشاط و سرزندگی بیشتر و در کل همه چیز را بهتر و با کیفیت تر میکند. چه این را از ترشح هرمون های بدنی بدانیم چه از تغیرات روحی و روانی، در هر حال وجود دارد. درست برای همین هم هست که باید عاشق بود. در هر حال و وضعی که هستیم باید معشوقی برای خودمان دست و پا کنیم و عاشقی کنیم. عاشقی را البته نمیشود منحصر به روابط انسان با انسان کرد بلکه به هر چیزی...
ادامه مطلب
ای کاش می آمدند و یک شبه اوضاع را عوض میکردند. چنان گرد عشقی بر سر این شهر بی حس میپاشیدند که مردم صبح روز بعد خواسته و ناخواسته همگی عشق را میفهمیدند. دیگر کسی به خوشرنگی لباس آدم ها گیر نمیداد. دیگر کسی به زیبایی صورت و موهای کسی عیب نمیگرفت. عاشقان در خیابان با خیال راحت دست هم را میگرفتند و بلند بلند میخندیدند. صدای خنده و نگاه های پر از شوق و امید مثل نقل در خیابان فراوان میشد. و کسی از شنیدن یا دیدن هیچ عزاداری ای لذت نمیبرد....
ادامه مطلب